خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

28

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

براى اين معنى وضع شده است - و اطلاق همين لفظ براى مدتى معين - كه استعمال اين لفظ در معناى دوم به خاطر نقل از معناى اول است . همچنين اطلاق لفظ « عدل » بر « داد » كه صفت است و بر « دادگر » كه موصوف است به اين صفت . ب - معنى شبيه از نظر استعمال بر معنى اصل راجح باشد . اين صورت ، به دو نوع تقسيم مىشود : 1 - اطلاق لفظ در معناى شبيه اختصاص به گروه خاصى نداشته بلكه عموم مردم اين‌گونه استعمال مىكنند ، مانند اطلاق لفظ « غايط » كه در اصل به معنى زمين نشيب است ، اما مردم آن را براى فضولات خود استعمال مىكنند و اين استعمال مردمى بيش از استعمال در معناى اصلى است . اين صورت را متعارف مىنامند . 2 - استعمال لفظ در معناى مشابه فقط در ميان يك گروه خاص - مثلا فلاسفه يا فقها يا جز آن‌ها - باشد مانند استعمال لفظ « قديم » كه معنى اصلى آن كهنه است ، اما فلاسفه آن را به معنى وجود بدون اول يا غيرمسبوق به عدم به كار مىبرند . اين صورت را مصطلح مىنامند . پس به‌طور كلى اسماى متشابه بر سه قسم تقسيم مىشوند : نخست آن‌كه هنگام استعمال ترجيح با معنى اصلى است : مجاز و استعاره . دوم آن‌كه ترجيح با معنى فرعى است : عرف و اصطلاح . سوم آن‌كه اصل و فرع مساوى باشند و در هردو يكسان استعمال شود : نقل . و اما قسم چهارم كه يك لفظ فقط بر يك معنى دلالت كند ( لفظ واحد - معنى واحد ) داراى دو صورت است : 1 - معنى فقط به يك شخص اختصاص داشته باشد و اين خود داراى دو قسم است : الف - اگر اختصاص معنى به يك شخص به اعتبار وضع و قرارداد يك واضع باشد ، از قبيل اسماى اعلام است ، مانند : اطلاق لفظ « زيد » بر مردى خاص . ب - اگر اختصاص معنى به يك شخص به اعتبار قصد و ارادهء گوينده باشد ، از قبيل مضمرات و اشارات است مانند : او ، تو ، اين . 2 - معنى به يك شخص معين اختصاص ندارد ، بلكه وجودش در اشخاص بسيارى ممكن است . اين صورت نيز داراى دو نوع است :